الفيض الكاشاني

541

ترجمة الحقائق ( فارسى )

آنكه به عين رحمت و شفقت ملاحظهء آن بشود ، مانند كسى كه مكرّر داخل شود بر پادشاهى و بيرون رود و نداند كه پادشاه در حقّ آن چه حكم خواهد كرد ، آيا قبول خواهد كرد يا ردّ خواهد نمود ؟ و « 1 » امّا وقوف به عرفات ؛ بايد كه به ملاحظهء ازدحام خلايق و بلند كردن آوازها و اختلاف لغتها و متابعت نمودن هر گروهى پيشوايان خود را در تردّد نمودن به عبادتگاه‌ها متذكّر شود عرصات قيامت را و جمع گرديدن امّتها با پيغمبران و امامان و پيروى نمودن هر امّتى پيغمبر خود را و طمع داشتن در شفاعت پيغمبران « 2 » و حيران بودن « 3 » مردم در صحراى قيامت در ميان مردود شدن و مقبول گرديدن . و هرگاه متذكّر اين شد بايد كه تضرّع و ( زارى نمودن به درگاه خدا را « 4 » لازم قلب گرداند تا آنكه خداى عزّ وجلّ او را محشور سازد در ميان جماعت رستگاران « 5 » و مرحومان . و بايد كه امّيد خود را محقّق سازد به اجابت كه موقف شريفى است « 6 » و رحمت از جانب خداى بزرگوار « 7 » به تمامى مردم به واسطهء « 8 » عزيزانى كه ستون زمينند مىرسد و آن موقف خالى نمىباشد از جماعت « 9 » صالحان و صاحبان معرفت . و هرگاه همّت مردمان جمع گردد و همگى از صميم قلب تضرّع و ) « 10 » زارى نمايند و دستها را به درگاه خدا بلند گردانند « 11 » و گردنها را به سوى او بكشند و ديده‌ها را به جانب آسمان بدوزند و به اجتماع به يك قصد طلب رحمت بنمايند « 12 » دور است كه به آرزوى خود نرسيده ، سعى ايشان ضايع گردد . و از براى اين است كه گفته‌اند : عظيم‌ترين گناهان

--> ( 1 ) . a - و . ( 2 ) . پيغمبران / a s پيغمبر . ( 3 ) . بودن / m بود . ( 4 ) . به درگاه خدا را / a را به درگاه خدا . ( 5 ) . رستگاران / m رستگان . ( 6 ) . شريفى است / a شريعت است . ( 7 ) . بزرگوار / a عزّ وجلّ . ( 8 ) . a + دلهاى . ( 9 ) . جماعت / a طايفهء . ( 10 ) . ميان پرانتز از s افتاده است . ( 11 ) . گردانند / a s گرداند . ( 12 ) . بنمايند / s + و . a نمايند و .